دروس استاد عرفانیان

پـایگـاه ارائـه مطـالب و دروس حـوزوی استـاد عـرفـانیان

دروس استاد عرفانیان

پـایگـاه ارائـه مطـالب و دروس حـوزوی استـاد عـرفـانیان

کانال تلگرام دروس استاد عرفانيان

نرم افزار اجرای فایل ها

نرم افزار دانلود فایل ها

آخرین بارگذاری دروس

ابزار کار آمد

آخرین نظرات

پربیننده ترین مطالب

آخرین مطالب

1. دوست بزرگواری پرسیده بودند: «سلام ی حدیثی استاد جناب اربلی در کشف الغمه از اهل سنت نقل کرده از امام صادق ولدنی ابوبکر مرتین ایا میخاستم بدونم به لحاظ ادبی مورد اشکال هس» و بعد هم فرموده بودند: استاد ما گفت: این از نظر بلاغی و نحوی اشکالات متعددی دارد و...


برای خواندن تمام متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۹ ، ۰۸:۲۲
سیدرضا

1. فایل‌هایی که اخیراً خدمتتان تقدیم شده یا خواهد شد معمولاً در حد 20 دقیقه و نیم ساعت است. خب، دیگر وقتی سری به شناسنامه می‌زنم و تاریخ تولدم را می‌بینم دیگر باید طبیعی باشد، اما برایم واضح است که اینها از تبعات همان واژگونی خودرو است که منی که خستگی نمی‌شناختم حال با یک غوره سردی‌ام می‌شود و با یک مویز گرمی. در هر حال هر کم و کسری که هست ببخشید.


برای خواندن تمام متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۹ ، ۰۸:۱۶
سیدرضا

پس بیاییم به‌جای این بحث‌ها ـ همین طور که مرحوم آقای اصفهانی فرموده‌اند ـ بحث تعارض را هم در ذیل هر کدام مطرح کنیم: تعارض اصول در ذیل اصول و تعارض امارات در ذیل امارات. دیگر احتیاج نیست بحث مستقلّی بیاوریم. مخصوصاً که اوّلاً ما قائل به حجّیّت تعبّدی خبر نیستیم تا مشکل تعارض برای ما پیش بیاید و معتقد هستیم روایات ما و یا روایاتی که اهل سنّت نقل کرده‌اند، اینها همه تقریباً نزدیک هشتاد تا نود درصدشان قابل شناسایی ریشه‌های تاریخی هستند؛ یعنی: قبل از این‌که به تعارض برسد، می‌توانیم ریشه‌های تعارض را بشناسیم.


برای خواندن تمام متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۹ ، ۰۸:۱۳
سیدرضا

1. مثلاً اگر ‌بگویید: «زنی که خون حیضش منقطع شده و غسل نکرده، یحرم وطیها باستصحاب»، این صورت ابداعی شماست؛ یعنی می‌گویید: «ما در شریعت گشتیم و دلیلی بر حرمت وطی پیدا نکردیم، لذا می‌گوییم: چون سابقاً یقین به حرمت وطی داشتیم، همان باقی است».1 در این صورت آن صورت ذهنی را با استصحاب ابداع می‌کنید و اسم این می‌شود: استصحاب در شبهات حکمیّه.


برای خواندن تمام متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۹ ، ۰۸:۱۲
سیدرضا

توضیح این‌که: چه ما و چه اهل سنّت الآن در کتب اصول حجّت را گاهی دربارۀ منابع تشریع و گاهی هم دربارۀ بعد از مرحلۀ تنجّز به کار می‌بریم و هر دو هم درست است؛ مثلاً می‌گوییم: اجماع حجّت است، یا حجّت نیست؟ کتاب حجّت است، یا حجّت نیست؟ این جا مراد منابع تشریع است. خبر واحد حجّت است، یا حجّت نیست؟ ظن فی نفسه حجّت است، یا نه ـ یعنی: منجّز است، یا نه ـ؟


برای خواندن تمام متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۹ ، ۰۸:۱۱
سیدرضا

تفسیر سومی هم از مرحوم آقای بروجردی نقل و عرض کردیم: بهترین تفسیر به نظر ما آن است که مرحلۀ فعلیّت حکم مرحلۀ رسانه‌ای کردن ـ یا ارسال رسل و انزال کتب ـ است و گفتیم: احتمالاً مراد جدّی صاحب «کفایه» هم این بوده و بد تعبیر کرده


برای خواندن تمام متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۹ ، ۰۸:۰۹
سیدرضا

1. لا نحتاج الآن فی ما نحن فیه إلى التمسّک بما رواه شیخنا وفقیهنا ووجه الطائفة بخراسان1 ومن لم یُرَ فی القمّیّین مثله فی حفظه وکثرة علمه2 فی «الخصال» عن أبی عبد الله (ع) أنّه قال: «تعلّموا العربیّة؛ فإنّها کلام الله الذی تکلّم به خلقه»3 ولا بما رووه عن عمر بن الخطّاب أنّه قال: «تعلّموا العربیّة؛ فإنّها تزید فی المروءة»4، ولا حتّى بما ورد فی کتاب الله ـ عزّ وجلّ ـ من قوله تعالى: "إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآَنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ"5 حتّى یمکن الخدشة لأحد فی الأوّل بأنّه مرسَل باصطلاح القوم فیضعف الاحتجاج به عند قوم ـ وإن رواه عن أبیه (ره)، عن سعد بن عبد الله، عن أحمد بن محمّد بن عیسى، عن أحمد بن محمّد بن أبی نصر البزنطیّ، عن...، وکلّهم من أجلّاء الطائفة ـ، وفی الثانی بأنّ الرجل بمراحل من الثقافة خلافاً لمولانا ومقتدانا الهزبر الغالب الإمام علیّ بن أبی طالب (ع) أسد الله وأسد رسوله (ص) الذی ملأ صیته فی العلم والثقافة الخافقین، وفی الثالث بأنّه تعالى قال: "وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ * فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ مَا کَانُوا بِهِ مُؤْمِنِینَ"6؛ فإنّه غیر محتاج إلى الاستدلال ـ کما نزل فی الله تبارک وتعالى:  "أَ فِی اللَّهِ شَکٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ"7ـ8


برای خواندن تمام متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۹ ، ۰۸:۰۷
سیدرضا

بحث اوّلی که مطرح کردیم این بود که مرحوم شیخ فرمود: «اعلم أنّ المکلّف إذا التفت إلی حکم شرعیّ» و عرض کردیم: در عدّه‌ای از کتب آمده که مراد از حکم حکم فعلی است. مرحوم آقای خویی اشکال کرده‌اند و عرض کردیم: این‌که مراد از حکم حکم فعلی است در مثل «کفایه» آمده.


برای خواندن تمام متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۹ ، ۰۸:۰۳
سیدرضا

پس در اصول ما بعد از زمان شیخ انصاری تا زمان ما، مباحث مصادر تشریع تدریجاً جایش را از دست داد. یک عدّه از مسائلی که مربوط به قرآن می‌شود در علوم القرآن آمده، امّا اینها باید از زاویۀ اصولی مورد بررسی قرار بگیرد. یک مقدارش (مبحث حجّیّت ظواهر کتاب) جای بحث سنگینی دارد و باید در اصول بیاید.


برای خواندن تمام متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ بهمن ۹۹ ، ۰۷:۴۹
سیدرضا

بحث دیگر این‌که: به هر حال ما نیازهایی را در اصول داریم که یک مقدارش در کتب اهل سنّت و در کتب اصول سابق ما آمده؛ مثلاً الآن در این تقسیم‌بندی شما جایی برای مباحث مصادر تشریع ندارید. مصادر تشریع کجا باید بحث شود؟ اصولاً این بحث در تمام اعتبارات قانونی در بشر هست که منابع قانون‌گذاری چه هستند؟ آیا مجلس مبدأ قانون‌گذاری است؟ دولت تا چه حد حقّ دارد قانون‌گذاری کند؟ یا اگر شاه و نظام شاهی هست، شاه چه حقّی دارد؟ یا مثلاً در نظامی که حزب بر آن حاکم است، حزب چه حقّی دارد؟ اگر رهبر دارد، رهبر چه حقّی دارد؟ فرض کنید شهرداری‌ها تا چه حدّی می‌توانند قانون تصویب کنند؟ استانداری‌ها تا چه حدّی؟ شوراهای شهر، شوراهای استان و... چه‌طور؟


برای خواندن تمام متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۹ ، ۲۲:۰۲
سیدرضا

اسکرول بار

هدایت به بالای صفحه

ابزار رایگان وبلاگ

دروس استاد عرفانیان