قواعد عامه در باب مکاسب (46)
با عنایت به آنچه گفتیم ظاهراً این قسمت از حدیث، در بغداد و در قرن سوم و چهارم ذکر شده و از عجایب کار اینکه در کتاب کلینی که تقریباً متعلّق به همین دوره است و در «مقنع»، «مقنعه» و کتب شیخ طوسی نیامده. البتّه اگر این سخن راست باشد که صاحب «تحف العقول» در قرن چهارم میزیسته، در آن قرن این روایت به صورت کامل و البتّه اگر راست باشد که ایشان در حلب و در بین علویهای شام بوده، در آن جای دور از حوزههای ما وارد شده است، نه در مصادر اصلی.
در قرن چهارم بخشی از این مضمون در مصر و در کتاب «دعائم الإسلام» رسیده است. مؤلّف این کتاب که واقعاً مردی ملّا و قاضیالقضات اسماعیلیها بوده و در سال 361 یا 362 و 20 سال قبل از صدوق وفات کرده در کتاب خود ـ که کتاب قانونی بر اساس فقه اسماعیلی است ـ آورده که: «وعن جعفر بن محمّد (علیهما السلام): أنّ الحلال من البیوع» که عین همین روایت و البتّه با نقل به مضمون خود اوست. «کلّ ما هو حلال من المأکول والمشروب وغیر ذلک». دیگر ملبوس و غیر آن را نیاورده. بهعبارت واضحتر ظرافت خاصّی به کار برده و مأکول و مشروب را که تا حدّی معقول بود و مثلاً میتوانستیم بگوییم: خوردن گوشت خوک جایز نیست و در نتیجه بیع آن هم باطل است، ذکر کرده، ولی از «لبسه» و «إمساکه» که اشکال داشتند ذکری به میان نیاورده است.
«إنّ الحلال من البیوع کلّ ما هو حلال من المأکول والمشروب وغیر ذلک ممّا هو قوامٌ للناس وصلاح ومباح لهم الانتفاع به». باید قبول کرد که انصافاً آنچه او ذکر نموده بسیار لطیف است؛ زیرا حدیث «تحف العقول» را غربال کاملی کرده و مثل یک مادّۀ قانونی ارائه نموده است. این البتّه قوّت فقاهت اوست که عبارات زیادی را حذف کرده و به مطلب تا حدّ زیادی سر و سامان داده است. «وما کان محرّماً أصله منهیّاً عنه» دیگر از بقیّه اسم نبرده «لم یجز بیعه ولا شراؤه».
ما الآن این روایت «دعائم» را هم در مصادر نداریم و به نظر ما این همان صورت اجمالی روایت «تحف العقول» است و قطعاً از «فقه الرضا» بیشتر در آن تصرّف شده و قطعاً نقل به مضمون است.
از عجایب کار و حسن تصادف این که مؤلّف «دعائم الإسلام» بعد از نقل این حدیث از جعفر بن محمّد بلافاصله میگوید: «وهذا من قول جعفر بن محمّد (علیه السلام) قولٌ جامع لهذا المعنی»؛ یعنی: در حدود 1100 سال قبل این فقیه اسماعیلی در مصر به فکر افتاده که مثلاً یک قاعدۀ کلّی در مکاسب ارائه کند، در حدود 100 سال قبل هم مرحوم شیخ انصاری در نجف به این فکر افتاده و هر دو هم همین روایت را ذکر کردهاند. (1)
پانوشت:
(1) خود شیخ هم بعداً روایت «دعائم» را نقل میکند، امّا این ذیل را ندارد.
(حضرت آیت الله استاد حاج سید احمد مددی موسوی، خارج فقه، 16/ 9/ 1384)
#فقه
#قواعد عامه
#مکاسب
#قواعد عامه در باب مکاسب
#اولین قاعده عامه
#حدیث تحف العقول
#ادامه تشریح متن حدیث
#انعکاس این بخش از حدیث در متون کهن