قواعد عامه در باب مکاسب (54)
«أو ما یلی أمرَه من قرابته أو دابّته». لفظ «دابّته» را میتوان با دو اعراب خواند:
1. اگر به نصب خوانده شود عطف بر «نفسَه» در «فإجارة الإنسان نفسَه» و به این اعتبار است که دابّه جزء «ما یلی أمره» و در محدودۀ ولایت نیست؛ زیرا ولایت بر مثل مجنون و صغیر و سفیه است ـ یعنی: جایی که فرد مستقلّ است و ولی او را تکمیل میکند ـ، در حالی که دابّه ملک است و ربطی به ولایت ندارد.
2. امّا اگر آن را به جر بخوانیم، عطف بر «دابّته» و مجموع «من قرابته أو دابتّه» تفسیر «ما یملک، أو یلی أمره» آن هم به اصطلاح علم بدیع به صورت لفّ و نشر مشوّش خواهد بود که در آن «من قرابته» تفسیر «(ما) یلی أمره» و «دابّته» تفسیر «ما یملک» است.
«أو ثوبه». از آن جا که دابّه و ثوب از مصادیق «ما یملک» است بهتر بود که برای فنّی بودن و این که دارای تشویش به نظر نرسد به این شکل باشد: فإجارة الإنسان نفسه، أو یلی أمره من قرابته، أو ما یملک من دابّته، أو ثوبه، أو عبده، أو أمته، أو بیته، أو داره.
«فإجارة الإنسان ... بوجه الحلال(1) من جهات الإجارات». اگر میخواهد این اجاره حلال باشد «یوجر نفسه» خودش را اجاره میدهد (اجارۀ اشخاص)، «أو داره أو أرضه» (اجارۀ اعیان)، که این روایت مبارکه نشان میدهد که اجارۀ زمین و ساختمان ـ که یکی از بخشهای مهمّ اقتصاد است ـ ولو به عرض عریضش اشکال ندارد. (2)
«أو شیئاً یملکه». این قسمت شامل عبد ، دابّه، ثوب و همه چیز میشود. «بأن یوجر نفسه». از این جا به بعد مشخّص میگردد شرط وجه حلال فقط مجرّد اجاره دادن نیست، بلکه عبارت «فی ما یُنتفَع به» که در آن «فی ما» متعلّق به «یوجر» است نشان میدهد که معیار آن است که آن منافع حلال باشد ـ یعنی: اگر آن منافع حلال بود، اجارۀ خودش برای آن منافع هم درست است. (3)
(حضرت آیت الله استاد حاج سید احمد مددی موسوی، خارج فقه، 19/ 9/ 1384)
............................................................................................................
پانوشتها:
(1) در بعضی از نسخ به شکل «فوجه الحلال» ضبط شده که در این صورت جواب «أمّا» است، امّا اگر «بوجه الحلال» باشد، «فإجارة» جواب «أمّا تفسیر الإجارات» است.
(2) بنابراین اگر کسی 100 و یا 1000 هکتار زمین دارد که احیا نشده، میتواند آن را به کارگر یا کشاورزی بدهد تا احیا کند، بر خلاف تصوّر برخی مکاتب که معتقدند آن که کشاورزی کرده باید مالک زمین باشد.
(3) بنابراین با وجود این معیار کلّی قاعدۀ حلّ و أصالة الحلّ این جا هم به درد میخورد.
#فقه
#قواعد عامه
#مکاسب
#قواعد عامه در باب مکاسب
#اولین قاعده عامه
#حدیث تحف العقول
#دنباله تشریح متن حدیث و بیان فواید موجود در آن